Latest Entries »

bahai-large

امر بهائی با تفویض رسالت از جانب خداوند به دو پیام‌آور الهی – حضرت باب و حضرت بهاءالله – آغاز شد. امروز وحدت بی‌نظیر امری که این دو بزرگوار تأسیس نمودند از دستور‌العمل‌های صریح و واضح حضرت بهاءالله درباره چگونگی تداوم جریان هدایت پس از درگذشتشان سرچشمه می‌گیرد. براساس سلسله‌ای که از آن با عنوان عهد و میثاق یاد می‌شود، مسئولیّت هدایت و رهبری جامعه پس از حضرت بهاءالله به پسر ایشان حضرت عبدالبهاء، سپس به حضرت شوقی افندی (نوۀ حضرت عبدالبهاء) و در نهایت همانگونه که حضرت بهاءالله مقرّر فرموده بودند به بیت‌ العدل ‌اعظم رسید. یک فرد بهائی مرجعیّت الهی حضرت باب، حضرت بهاءالله و جانشینان منتصب آنان را قبول دارد.

 

حضرت باب »

(۱۲۲۹‏-‏۱۱۹۸ ه.ش.) (۱۸۵۰-۱۸۱۹ میلادی)

حضرت باب، مبشّر دیانت بهائی، در میانۀ قرن ۱۹ میلادی اعلام فرمودند که حامل پیامی برای تقلیب زندگی روحانی بشر هستند. رسالت ایشان فراهم ساختن شرایط برای ظهور پیام‌آوری الهی با مقامی عظیم‌تر از خود ایشان بود؛ پیام‌آوری که ظهورش طلیعۀ عصر صلح و عدالت را رقم می‌زد.

حضرت بهاءالله »

(۱۲۷۱‏-‏۱۱۹۶ ه.ش.) (۱۸۹۱-۱۸۱۷ میلادی)

حضرت بهاءالله (به معنای شکوه خداوندی) همان موعودی که حضرت باب و تمام پیامبران الهی گذشته به آمدن ایشان بشارت داده بودند، ظهور جدیدی را از جانب خداوند به بشریّت عرضه نمودند. هزاران آیه، نامه و کتاب از قلم ایشان نازل شده و در آثارشان چارچوبی برای پیشبرد یک مدنیّت جهانی طرح‌ریزی فرموده‌اند که به دو بعد مادّی و روحانی زندگی می‌پردازد. حضرت بهاءالله، در این راه متحمّل ۴۰سال زندان، شکنجه و تبعید شدند.

حضرت عبدالبهاء »

(۱۳۰۰‏-‏۱۲۲۳ ه.ش.) (۱۹۲۱-۱۸۴۴ میلادی)

حضرت بهاءالله، در وصیّت‌نامۀ خود، پسر ارشدشان، حضرت عبدالبهاء، را به عنوان مبیّن منصوص (مفسّر رسمی) تعالیم و مرکز امر خود اعلام فرمودند. حضرت عبدالبهاء در شرق و غرب عالم به عنوان سفیر صلح و دوستی، انسانی نمونه و مروّج اصلی آئینی جدید شناخته می‌شدند

حضرت شوقی افندی »

(۱۳۳۶‏-‏۱۲۷۶ ه.ش.) (۱۹۵۷-۱۸۹۷ میلادی)

حضرت شوقی افندی، نوۀ ارشد حضرت عبدالبهاء،که توسط ایشان به ولایت امر منصوب شدند، به مدّت ۳۶ سال به شکلی سیستماتیک به توسعه، عمق‌بخشی به درک و فهم و همچنین تقویت وحدت جامعۀ بهائی که در آن زمان رشد فزاینده‌اش انعکاسی از تنوّع نژاد انسانی را فراهم می‌ساخت، پرداختند

بیت ‌العدل ‌اعظم »

(تأسیس در سال ۱۳۴۲ ه.ش.) (۱۹۶۳ میلادی)

امروز رشد و توسعۀ دیانت بهائی در سطح جهانی تحت هدایت بیت‌ العدل ‌اعظم صورت می‌گیرد. حضرت بهاءالله در احکام خود تأسیس بیت‌ العدل ‌اعظم را به جهت تأمین سعادت نوع بشر، ترویج تعلیم و تربیت، صلح و رفاه جهانی و پاسداری از شرافت انسان و مقام دین مقرّر فرمودند

جدید شناخته می‌شدند

alhan1L

در طول تاریخ خداوند سلسله‌ای از مربیّان الهی را برای بشر فرستاده است که به عنوان مظاهر ظهور الهی شناخته می‌شوند و تعالیمشان شالودۀ پیشرفت تمدّن را فراهم آورده است. از میان این مظاهر ظهور می‌توان به حضرت ابراهیم، کریشنا، زرتشت، موسی، بودا، مسیح و محمّد اشاره کرد. حضرت بهاءالله، جدید‌ترین این پیام‌آوران بیان می‌دارند که منشأ تمامی ادیان عالم یکی است و ادیان مختلف، در حقیقت، بخش‌های متوالی یک دین الهی را تشکیل می‌دهند.

بهائيان معتقدند که اکنون نياز مبرم نوع بشر، يافتن بينشی وحدت‌بخش در مورد آيندۀ اجتماع و ماهيّت و هدف زندگی است. چنین بینشی در آثار حضرت بهاءالله روشن می‌شود.

“Let your vision be world embracing…” — Bahá’u’lláh

Throughout history, God has sent to humanity a series of divine Educators—known as Manifestations of God—whose teachings have provided the basis for the advancement of civilization. These Manifestations have included Abraham, Krishna, Zoroaster, Moses, Buddha, Jesus, and Muhammad. Bahá’u’lláh, the latest of these Messengers, explained that the religions of the world come from the same Source and are in essence successive chapters of one religion from God.

Bahá’ís believe the crucial need facing humanity is to find a unifying vision of the future of society and of the nature and purpose of life. Such a vision unfolds in the writings of Bahá’u’lláh.

One people One planet آئین بهایی

دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل  همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعه‌ی جهانی مرکّبی بیش از 7 میلیون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند

The Bahá’í Faith is a world religion whose purpose is to unite all the races and peoples in one universal Cause and one common Faith. Bahá’ís are the followers of Bahá’u’lláh, Who they believe is the Promised One of all Ages. The traditions of almost every people include the promise of a future when peace and harmony will be established on earth and humankind will live in prosperity. Bahá’ís believe that the promised hour has come and that Bahá’u’lláh is the great Personage Whose Teachings will enable humanity to build a new world. In one of His Writings, Bahá’u’lláh says:

That which the Lord hath ordained as the sovereign remedy and mightiest instrument for the healing of all the world is the union of all its peoples in one universal Cause, one common Faith.

.bahai-diversity

baha’i faith

This slideshow requires JavaScript.

ويديو مناجات بهايی ديگر چه غمی [www.BahaiGlory.com]

برای ويديو و آهنگها, مناجات و الواح بهايی بيشتر: http://www.BahaiGlory.com

هژير مهرافروز – عيان – ويديو بهائی

ويديو و آهنگ های بهائی : http://www.BahaiGlory.com

احکام آئین بهائی

احکام آئین بهائی از «کتاب اقدس» از آثار بهاءالله استخراج شده‌اند. اگر چه قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاء الله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک دراین آئین ظهور می‌کنند.[۲۸] رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که وظیفه‌ای جهانی هستند از وظایف شخصی فرد محسوب می‌شوند. [۲۹][۳۰] این قوانین از چارچوبی ثابت که براساس مجازات و مکافات شکل گرفته‌باشد تشکیل نشده‌اند. برعکس این قوانین به عنوان بخش جبران ناپذیر فرایند ترقی روحانی انسان‌ها مطرح می‌شوند.[۲۸] در ادامه قسمتی از احکام «کتاب اقدس » که توسط شوقی افندی، تاکید شده آورده می‌شود:

  • پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آنها را دارد.
  • غیبت و افترا حرام است.
  • بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه می‌گیرند.
  • بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شده‌اند مگر آنکه دکتر استفاده از آنها را تجویز نماید.[۳۱][۳۲][۱۰]
  • رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.[۳۳][۳۴][۱۰]
  • قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است

آموزه‌های بهائی

تعالیم بهائیان در ۱۲ سرفصل معرفی گردیده‌است. این تعالیم عبارت‌اند از:

  1. وحدت عالم انسانی 
    به گفته شوقی افندی، تعالیم روحانی دین بهائی را می‌شود در یک تعلیم تلخیص کرد و آن «وحدت عالم انسانی» است و جز آن، همه تعالیم دیگر در حکم فروع و ملحقات و حواشی همین تعلیم اصلی اساسی است.[۱۵]
  2. تحری حقیقت 
    یعنی هر فرد پس از رسیدن به سن بلوغ در دین بهائی که برای پسر و دختر یکسان و در سن ۱۵ سال تمام است باید شخصا و بدون تقلید از دیگران حتی پدر و مادر خود، به جستجوی حقیقت پرداخته و عقاید خود مانند دین را انتخاب نماید.[۱۶] تعلیم تحری حقیقت فقط منوط به انتخاب دین نیست و هر فرد بهائی باید در هر موردی به جستجوی حقیقت بپردازد.
  3. وحدت لسان و خط برای عالمیان
    یکی از تعالیم دین بهائی برای رسیدن به هدف این آئین که همانا وحدت عالم انسانی است، وحدت لسان و خط است. بدین صورت که باید جمیع ملل از اهل معارف و علوم با اتفاق نظر یک زبان را به عنوان زبان عمومی انتخاب کنند تا هر فرد فقط نیازمند یادگیری ۲ زبان باشد. یکی زبان وطنی که با که با قوم خود گفتگو کند و دیگری زبان عمومی که با اهل عالم محاوره کند. و دیگر محتاج یادگکیری زبان سومی نباشد.[۱۷]
  4. ترک تعصبات جاهلیه
    بهائیان وجود تعصبات جاهلیه مانند تعصبات سیاسی، جنسی، نژادی، قومی و دینی را از بین برندهٔ بنیاد عالم انسانی می‌دانند.[۱۸] بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند. [۱۹]
  5.  تساوی حقوق زن و مرد 
    بهائیان معتقدند زن و مرد هر دو انسانند و امتیازی از نظر انسانی بر هم ندارند برای همین زن و مرد باید در جمیع حقوق اجتماعی برابر باشند. در مورد حقوق زن و مرد نیز نباید حقوق با وظایف اشتباه شوند. اعتقاد به تساوی حقوق، اعتقاد به تساوی وظایف نیست. [۲۰] بهائیان معتقدند که هیچ تفاوتی بین زنان و مردان نیست و فقط احتیاج به تربیت است و اگر هر دو یکسان تربیت شوند هیچ امتیاز برتری‌ای بین ان دو نخواهد بود. [۲۱]
  6. دین باید سبب الفت و محبت باشد
    بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولا برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته عبدالبهاء بی‌دینی بهتر از آن است.
  7. جهان بشری محتاج نفثات روح القدس است
    به این معنی‌است که نیاز روحانی فارغ از درجهٔ پیشرفت مادی‌است. بهائیان معتقدند انسان‌ها علاوه بر نیاز مادی نیازمند مواردی روحانی هستند که به وسیلهٔ پیامبران ممکن است و لذا نیاز به تجدید ادیان وجود دارد.
  8. دین باید مطابق علم و عقل باشد
    به این معنی که دین و علم و عقل با یکدیگر باید توافق کامل داشته باشد.[۲۷]
  9. صلح عمومی
  10. تعدیل معشیت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی
  11. تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
  12. تشکیل دادگاه کبرا بین‌المللی

اعتقادات

 خدا

بهائیان به  خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی  با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین است[۶] و یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیر قابل ادراک، غیر قابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است. [۷][۸]

بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیر ممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آنها  مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر مکالمه می‌کند.این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. درآموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به طور کامل درک شود وحتی تصویری کامل از وی به دست آید.

جهان پس از مرگ

بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسد تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است. به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد. . بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در ائینه مشهود است از خود ائینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی ائینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.

وحدت اساس ادیان

بهائیان دین را اولین موهبت در عالم می‌دانند زیرا تعالیم الهی را بر جمیع تعالیم دیگر مقدم می‌دانند و آن را سبب ترقیات و عزت انسان می‌دانند. یکی از اعتقادات دین بهائی، وحدت اساس ادیان است بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی می‌باشد[۱۳] پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل ان نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.

اگرچه ادیان و فرهنگ‌های مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگ‌ها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شده‌است. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمانها و مکان‌های شکل گرفته‌اند را از یک منبع می‌دانند. بر اساس تعالیم بهائی هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمی‌توان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسان‌های کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی می‌دانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته‌است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از مظهار ظهور گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.

 مراتب هستی

از نظربهائیان، عالم وجود نامتناهی است، ولی مراتب وجود متناهی هستند. این مراتب عبارت‌اند از:

  1. عالَم خلق یا مرتبهٔ عبودیت
    مرتبهٔ عبودیت (جهان هستی) مخصوص بندگان خدا  است. این مرتبه نیز نامتناهی است؛ یعنی هر موجودی در آن می‌تواند بر کمالات خود بیفزاید، اما هیچ‌گاه به مرتبهٔ  نبوّت نمی‌رسد و از رتبهٔ عبودیت خود تجاوز نمی‌کند. .
  2. عالَم امر یا مرتبهٔ نبوّت
    مرتبه دیگر، نبوت است. این مقام مخصوص پیامبران است و واسطه‌ای میان عالم خلق (عبودیت) و عالم حق (ربوبیت) است و فیوضات خداوند (عالم حق) را به عالم خلق منتقل می‌کند. مثل آینه‌ای که شعاع آفتاب را منعکس می‌نماید.
  3. عالَم حق یا مرتبهٔ ربوبیت
    مرتبه حق نیز از عهدهٔ تصور بشر خارج است و همان خداوند متعال است. این عالم مقدس و منزه است و هیچ صعود و نزولی در آن نیست. تنها راه ارتباط آن با این جهان عالم امر یعنی عالم پیامبران است.