Latest Entries »

اعتقادات

 خدا

بهائیان به  خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی  با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین است[۶] و یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیر قابل ادراک، غیر قابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است. [۷][۸]

بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیر ممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آنها  مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر مکالمه می‌کند.این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. درآموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به طور کامل درک شود وحتی تصویری کامل از وی به دست آید.

جهان پس از مرگ

بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسد تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است. به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد. . بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در ائینه مشهود است از خود ائینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی ائینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.

وحدت اساس ادیان

بهائیان دین را اولین موهبت در عالم می‌دانند زیرا تعالیم الهی را بر جمیع تعالیم دیگر مقدم می‌دانند و آن را سبب ترقیات و عزت انسان می‌دانند. یکی از اعتقادات دین بهائی، وحدت اساس ادیان است بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی می‌باشد[۱۳] پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل ان نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.

اگرچه ادیان و فرهنگ‌های مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگ‌ها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شده‌است. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمانها و مکان‌های شکل گرفته‌اند را از یک منبع می‌دانند. بر اساس تعالیم بهائی هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمی‌توان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسان‌های کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی می‌دانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته‌است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از مظهار ظهور گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.

 مراتب هستی

از نظربهائیان، عالم وجود نامتناهی است، ولی مراتب وجود متناهی هستند. این مراتب عبارت‌اند از:

  1. عالَم خلق یا مرتبهٔ عبودیت
    مرتبهٔ عبودیت (جهان هستی) مخصوص بندگان خدا  است. این مرتبه نیز نامتناهی است؛ یعنی هر موجودی در آن می‌تواند بر کمالات خود بیفزاید، اما هیچ‌گاه به مرتبهٔ  نبوّت نمی‌رسد و از رتبهٔ عبودیت خود تجاوز نمی‌کند. .
  2. عالَم امر یا مرتبهٔ نبوّت
    مرتبه دیگر، نبوت است. این مقام مخصوص پیامبران است و واسطه‌ای میان عالم خلق (عبودیت) و عالم حق (ربوبیت) است و فیوضات خداوند (عالم حق) را به عالم خلق منتقل می‌کند. مثل آینه‌ای که شعاع آفتاب را منعکس می‌نماید.
  3. عالَم حق یا مرتبهٔ ربوبیت
    مرتبه حق نیز از عهدهٔ تصور بشر خارج است و همان خداوند متعال است. این عالم مقدس و منزه است و هیچ صعود و نزولی در آن نیست. تنها راه ارتباط آن با این جهان عالم امر یعنی عالم پیامبران است.

چرا بهايي هستم؟

انسان به خاطر طبيعت جستجوگرش ، همواره در جستجوي حقيقتي است كه زندگي و حيات خود را بر اساس آن بنا نهد و راه خود را در زندگي بر اسا س آن تنظيم نمايد. انسان قوه تفكر دارد، مغزي دارد كه در پي اقناع

فكري مي رودو در جستجوي هدف زندگي و معنا و مفهوم آن و راه درست رسيدن به آن است.

من در تعاليم حضرت بهاالله، موسس ديانت بهايي معنا و هدف حيات را يافتم . من تشريحات و توضيحات قانع كننده اي يافتم كه در جاي ديگر نديده بودم. من در تعاليم ديانت بهايي محبت حقيقي و واقعي به جميع نوع بشر را يافتم . من در تعاليم بهايي خضوع و خشوع را يافتم من در تعاليم بهايي خدمت به جميع نوع بشر ،بدون در نظر گرفتن دين و اعتقاد و رنگ و نژاد ،را يافتم. ” در هر دوري، امر به الفت بود و حكم به محبت . ولي محصور در دايره ياران موافق بودنه با دشمنان مخالف. اما الحمد لله كه در اين دور بديع ، اوامر الهيه ،محدود به حدي نه و محصور در طايفه اي نيست . جميع ياران را به الفت و محبت و رعايت و عنايت و مهرباني به جميع امم امر مي فرمايند . مقصود اين است كه بايد با كل حتي دشمنان به نهايت روح و ريحان ، محب و مهربان بود” ( گلزار تعاليم بهايي ص 206)

من در تعاليم بهايي خطا پوشي و اغماض را يافتم چنانچه اگر از كسي قصوري صادر گردد ، ديگران ديده خطا پوش دارند و عفو مي كنند نه اينكه عيب جويي نمايند و در حق او ذلت و خواري پسندند.

من در تعاليم بهايي خير خواهي را يافتم . ديانت بهايي از پيروانش مي خواهد ” دشمني نبينند و بد خواهي نشمرند. جميع من علي الارض را دوست انگارندو اغيار را يار دانند و بيگانه را آشنا شمرند.

من در ديانت بهايي خلوص نيت را يافتم من در تعاليم بهايي خواندم كه : ” حسن نيت به جهت اعمال حسنه لازم است .. چه بسا مي شود كه نفسي عمل خيري مي نمايد ولي نيتش خالص نه . يا براي شهرت است يا به جهت عزت يا آرزوي غرور و نخوت است يا محض ريا و رياست. اينگونه اعمال ،نتايج باقيه نداردو سبب فوايد عموميه نگردد . عالم انساني را روشن نكند و آسايش و سعادت ابدي نبخشد. ” (گلزار تعاليم بهايي ص 244)

من در ديانت بهايي ،صداقت در گفتار و عمل را يافتم. تعاليم بهايي مي گويد : ” بدترين اخلاق و مغبوض ترين صفات كه اساس جميع شرور است ، دروغ است از اين بدتر و مذموم تر ، صفتي در عالم وجود ، تصور نگردد . جميع معاصي ( گناهان) به يك طرف و كذب (دروغ) به يك طرف . بلكه سيئات كذب افزون تر و ضرش بيشتر . راست گو و كفر گو بهتر از آن است كه كلمه ايمان بر زبان راني و دروغ گويي. ” در ديانت بهايي” صداقت و صراحت مرجح بر جميع امور است ( گلزار تعاليم بهايي ص 403)

من در ديانت بهايي، عفت و عصمت را به معناي واقعي يافتم . : ” اهل بها نفوسي هستند كه اگر بر مداين (شهرها) ذهب ( طلا) مرور كنند نظر التفات به آن ننمايند و اگر چه جميع نساء ارض به احسن طراز ( بهترين زيورها) و ابدع جمال (جديد ترين زيباييها) حاضر شوند، به نظر هوي، در آنها نظر نكنند. “(گلزار تعاليم بهايي ص 217)

من در ديانت بهايي توجه به علم و علم آموزي و رفع جهالت و ناداني و و ارج نهادن به مقام والاي حكما و عالمان را يافتم : ” در اين ظهور اعظم ، كل بايد به علوم و حكم ، ظاهر شويد. “

” براستي مي گويم هر آنچه از ناداني بكاهد و بر دانايي بيافزايد ، او پسنديده آفريننده بوده و هست.” ” صاحبان علوم و صنايع را حق عظيم است بر اهل عالم ..في الحقيقه كنز حقيقي براي انسان ، علم اوست و اوست علت عزت و نعمت و فرح و نشاط .” ( گلزار تعاليم ص 221)

ديانت بهايي عدم تفكر و تقليد را مذموم مي داند و تاكيد در بكار گيري عقل دارد چنانچه مي فرمايد: ” خدا علم و عقل را خلق كرده تا ميزان فهم باشد. “

شايد بگوييد : در اديان ديگر هم تعاليم اخلاقي مشابهي را مي توان يافت . اما من در ديانت بهايي عمل به تعاليم را يافتم . ايمان يك فرد بهايي از جمله ايمانهايي نيست كه در اثر نفوذ و تاثير گفته هاي ديگران و يا فشارهاي اطرافيان ايجاد شده باشد بلكه ايماني است كه با تفكر و پذيرش قلبي حاصل گرديده و به همين سبب است كه در اثر فشارهاي محيط به سادگي تغيير نمي يابد . از طرف ديگر آنچه تعاليم در ديانت بهايي يافتم ، تنها در لابلاي اوراق و كتابها نبود بلكه در عمل و در رفتار بهاييان آن را به چشم خود ديدم . زيرا در تعاليم بهايي ، بهايي بودن تنها به داشتن اسم بهايي بر خود نيست بلكه به عمل است. : ” هميشه ايمان ،به اقرار و اعتراف بود لكن در اين امر اعظم به اعمال و افعال پسنديده است ” (گلزار تعاليم بهايي ص 8 )

اليوم فعل مقدم بر قول است . پس جهد نماييد تا ازكل جوارح ، اعمال حسنه به ظهور آيد.”( گلزار تعاليم ص 1)

هدف غايي حضرت بهاالله آن است كه افراد جديدي خلق شوند .يعني مردمي نيكوكار ،مهربان،باهوش و صديق و شريف كه بر مبناي احكام و موازين اين امر اعظم كه در اين مرحله جديد از تكامل عالم انساني ظاهر شده، عمل نمايند . خود را بهايي ناميدن كافي نيست بلكه بايد در تمام وجود ما آثار حيات بهايي ،نمودار شود.”(گلزار تعاليم ص 12)

“احباي الهي نبايد مثل امم اخري در لسان شهد باشند و در عمل حنظل. كه به زبان، جوهر تسبيح و تقديس بودند و به افعال ، صرف آلودگي و ناپاكي . اليوم وقت عمل است.”(گلزار تعاليم ص 9)”

آيا در بين دوستان شما كساني هستند كه صميمانه تعاليم و حقايق اديان ديگر را بر حق بدانند؟ بدون ترديد خير

اين جاست كه بهايي بودن همين را لازم دارد . يعني هيچ فردي نمي تواند خود را بهايي بشمارد مگر اينكه جميع پيامبران را برحق و از جانب خداوند و تعاليمشان را حقيقت واحد و وجود همگي آنها را يكي بداند. زيرا زيرا تعاليم و اصولي كه پيامبران در هر عصري به نوع انسان عطا فرموده اند ، در فروعات ،با هم متفاوت است اما در اصل ، واحد بوده و وظيفه همگي آنان ، هدايت بشر به شاهراه حقيقي و تربيت آنان است تا هر يك مظهر اخلاق و صفات ممتازه گردند و شايسته نام انسان به عنوان اشرف مخلوقات شوند. پس هر يك از پيامبران طبق ضروريات زمان خود ،‌ تعاليمي را براي بشر آورده اند. پس قبول يكي از آنها مساوي است با قبول كل آنها و اعتراض بر يكي از آنها مساوي است با اعتراض بر جميع آنها .

 

من آرام محوری متولد 1362 هستم که بعد از تحقیقات و مطالعات بسیار و کمک تنی چند از دوستانم توانستم که تصمیمی جدی در مورد تغییر دینم بگیرم. پس از سالها پرسشهای بی پاسخ ، بالاخره توانستم جواب بسیاری از سوالهایم را در آئین بهائیت پیدا کنم. بهمراه همسرم توانستم از اینکه در ایران تبعیض قومیتی بسیار بر ما تحمیل می شد از این کشوری که سردمدارانش در حال ظلم و غارت کشور می باشند به کشوری امن پناه بردم و آئینم را عوض می نمایم.

ازدواج از ديدگاه ديانت بهايي

نگرش نسبت به ازدواج
انسان موجودي اجتماعي و خواهان ارتباط با ديگر همنوعان است . همچنين خواهان كمال و خوشبختي. ازدواج مناسب،موثرترين و پايدارترين ارتباطي است كه بين انسانها برقرار مي شود.
از نقطه نظر ديانت بهايي، ازدواج قويا توصيه شده ولي فرض و واجب نيست. به فرموده حضرت ولي امرالله :” اتخاذ تصميم درباره تاهل و يا تجرد ،مالا به افراد راجع است . اگر شخصي براي اختيار همسر مناسب، مدتي صبر نمايد و يا به كلي مجرد بماند ،نبايد تصور نمود كه آن شخص به مقصد غايي(نهايي) حيات خويش كه اصولا امري روحاني است، واصل نگرديده.(ص 168 كتاب اقدس همراه ملحقات، يادداشتها و توضيحات كتاب اقدس)
به فرموده حضرت عبدالبها:” در بين بهاييان مسئله ازدواج اين است كه زن و مرد بايد جسما و روحا متحد باشند و حيات روحاني يكديگر را ترقي دهند.”(مجموعه نصوص جوانان ص 174)

از ديدگاه ديانت بهايي ،انسان موجودي است داراي دو جنبه جسماني و روحاني.
اصل اساسي ،روح انسان است و جسم، وسيله اي است براي تقويت و ترقي و ظهور قواي روحاني . و حيات جسماني انسان وسيله اي است براي اعتلاي خصوصيات و استعدادهاي روحاني و رسيدن به كمال معنوي.
زن و مرد مكمل يكديگرند و همديگر را تكميل مي كنند تا كانوني گرم و صميمي براي تشكيل عائله و دوام و بقاي نسل و تكامل روحاني يكديگر فراهم آورند.
همسر مناسب ،مكملي قوي و توانا است. همچون بال براي يك پرنده . او كسي است كه در سفر زندگي به شما مي پيوندد و تا آخر حيات ،شريك و سهيم غم و شادي و همدم ابدي شما مي گردد. به فرموده حضرت عبدالبها :” مرد(زن) قبل از انتخاب زوجه (زوج) بايد با متانت و هوشياري ،بطور جدي فكر كند كه اين دختر (پسر) در تمام مراحل زندگي يار او خواهد بود . ازدواج يك امر موقتي نيست . او روحي است كه بايد در تمام ايام حيات با او همدم و مانوس باشد.”( همان منبع ص 174)
لذا مي فرمايند :” بايد دختري (پسري) را انتخاب كني كه شايسته و قابل هدفهاي معنوي و روحاني تو باشد. او بايدعاقل و باهوش باشد، آرزومند كمال باشد ،به جميع مسايل مربوط به زندگي تو علاقه مند باشدو در جميع مراحل حيات يار و شريك تو باشد، رفيقي شفيق باشد ، داراي قلبي مهربان و سرور انگيز باشد.”(همان منبع ص 175)
رفتارها و نگرشهايي كه در يك ازدواج لازم و ضروري است ،در بيانات شفاهي حضرت عبدالبها آنقدر زيبا و واضح بيان شده كه در زير بطور كامل نقل مي گردد:
“رشته اي كه كاملتر از هر چيز ديگر ،قلوب را به هم متصل مي سازد ، وفاداري زن و شوهر است. عشاق حقيقي ،هنگامي كه به يكديگر پيوسته و متحد شدند،بايد نهايت وفاداري رانسبت به يكديگر مرعي دارند. شما بايد علم و دانش خويش ، استعداد خويش ، سرمايه و مايملك خويش ،القاب و عناوين خويش و بالاخره جسم و روح خويش را وقف خدا ، حضرت بهاالله و بالاخره وقف يكديگر سازيد . بگذاريد قلوبتان وسيع باشد . وسيع به وسعت جهان الهي. نگذاريد كه ذره اي حسد بين شما رخنه نمايد زيرا حسد همچون زهر كشنده ،جوهر و ذرات عشق را تباه مي سازد و از بين مي برد. اجازه ندهيد كه وقايع و حوادث زود گذر اين زندگي پر تغيير ،شكاف و رخنه اي در بين شما ايجاد كند. هنگامي كه اختلاف و تفاوت نظري ظاهر مي گردد، در خفا با يكديگر مشورت نماييد كه مبادا ديگران از كاه كوهي بسازند.
مگذاريد هيچگونه شكوه و شكايتي در بندرگاه قلب شما لنگر اندازد بلكه حالت و طبيعت اين اندوه را براي يكديگر با چنان صداقت و حسن تفاهمي بازگو كنيد كه آن اندوه ،ناپديد گردد.آنچنان كه ديگر خاطره اي از آن به جاي نماند. رفاقت و مودت را برگزينيد و از حسادت و دو رويي روي برگردانيد بايد افكار شما عالي و آرمانهاي شما نوراني و اذهان شما روحاني باشد تا روح شما محل تجلي شمس حقيقت گردد. بگذاريد قلوب شما همانند دو آيينه صاقي باشد كه ستاره هاي آسمان عشق و جمال را در خود متجلي مي سازد. با يكديگر از آرزوهاي اصيل و مفاهيم ملكوتي صحبت به ميان آوريد و هرگز رازي را از يكديگر پنهان مداريد.خانه خود را همچون بندرگاهي جهت آسايش و آرامش بنا كنيد.
هيچ انسان فاني نمي تواند آن اتحاد و هماهنگي را كه خداوند براي زن و مرد مخصص داشته است ،در ذهن خود تصور نمايد. هميشه اوقات درخت اتحاد خويش را با آب عشق و محبت سيراب سازيد تا براي هميشه سرسبز و در تمام فصول پر نظارت باشد و ميوه گوارا براي التيام همه ملل ببار آورد. و هنگامي كه خداوند به شما فرزندان زيبا و جذاب عطا كرد،حيات خود را وقف تعليم و تربيت آنها نماييد تا آنكه آنها گلهاي جاوداني رضوان الهي گردند و بلبلان بهشت باقي شوند و خادم عالم انساني گردند و اثمار شجره حيات باشند.”(به سوي كمال ص 180)

شرايط ازدواج
· در ديانت بهايي، تعدد زوجات نهي شده است ( ص 83 كتاب اقدس همراه ملحقات)حضرت بهاالله مي فرمايند كه آسايش و آسودگي خاطر وقتي ميسر است كه به همسر واحد قناعت شود. آن حضرت در باره اين نكته در لوحي مي فرمايند كه انسان بايد به نحوي عامل گردد كه سبب راحت و آسايش خود و همسرش باشد .(ص166 كتاب اقدس همراه ملحقات، يادداشتها و توضيحات كتاب اقدس) · شرط جواز ازدواج، آن است كه طرفين يعني دختر و پسر به سن بلوغ شرعي يعني پانزده سالگي رسيده باشند . نامزد شدن با دختري كه به سن بلوغ نرسيده در ديانت بهايي جايز نيست(ص 84 كتاب اقدس همراه ملحقات) . همچنين ازدواج با اقوام نزديك، زمينه ظهور بيماري هاي بسياري را فراهم مي آورد به همين جهت حضرت عبدالبها مي فرمايند : ” در ازدواج حكمت الهيه چنين اقتضاء مي نمايد كه از جنس بعيد باشد يعني بين زوجين هر چه بعد بيشتر ،سلاله قوي تر و خوش سيماتر و صحت و عافيت بهتر .. چون امر بهايي قوت گيرد مطمئن باشيد كه ازدواج با اقربا ( نزديكان) نادر الوقوع گردد.”(گنجينه حدود و احكام ص 184) · در بسياري ازنقاط جهان از جمله ايران رسم بر آن بوده كه پدر و مادر ،براي فرزند خود همسري برگزينند و زوج جوان كمترين حقي در اين انتخاب نداشتند. اما بر اساس تعاليم بهايي ،زن و مرد بايستي كاملا با يكديگر آشنا شوند و چون به اين تصميم نايل آمدند كه از تفاهم كافي براي ازدواج برخوردارند ،پدر و مادر عروس و داماد بايد به اين امر رضايت دهند. بدين ترتيب ازدواج مشروط است به اينكه ابتدا طرفين يعني دختر و پسر راضي باشند و در مرحله دوم والدين ايشان به اين ازدواج رضايت دهند. خواه زوجه باكره باشد يا نباشد.(ص84 كتاب اقدس همراه ملحقات) حضرت ولي امرالله در مورد اين حكم مي فرمايند :” شرط لازم براي ازدواج بهايي ،تحصيل رضايت والديني است كه در قيد حيات باشند . اين شرط واجب الاجرا است چه والدين بهايي باشند چه نباشند،چه بين آنان سالهاي متمادي طلاق واقع شده باشد، چه نشده باشد . حضرت بهاالله اين حكم محكم را نازل فرموده اند تا بنيان جامعه انساني استحكام پذيرد و روابط خانوادگي پيوندي بيشتر يابد و سبب شود كه در قلوب فرزندان حس احترام و حق شناسي نسبت به والدينشان كه آنان را جان بخشيده و روانشان را در سير جاوداني به سوي خالق متعال ،رهسپار ساخته اند،ايجاد گردد”( در ديانت بهايي ازدواج با غير بهايي جايز است ) (ص 84 و 169 كتاب اقدس همراه ملحقات ،يادداشتها و توضيحات)”هدف نهايي ديانت بهايي ،تحقق وحدت و محبت بين اهل عالم است . خانواده واحد اوليه اجتماع و كانون محبت حقيقي است و پيوند والدين و فرزندان محكم و ناگسستني و رضايت والدين از فرزندان موجب جلب بركات الهي و حصول شرايط مساعد براي زندگي آنان و حفظ مراتب و رعايت شؤنات ادب و احترام است. به همين جهت امر عظيم ازدواج ،موكول و معلق به رضايت والدين است.”(جزوه مزدوجين جوان ص 9)

نامزدي
بعد از آنكه تصميم نهايي توسط دختر و پسر گرفته شدو رضايت والدين آنها اتخاذ گرديد ،همان حين تاريخ نامزدي آغاز و به دوستان و آشنايان اعلان مي گردد. حضرت بهاالله دوران نامزدي را 95 روز معين فرموده اند حضرت عبدالبها در اين مورد و علت آن مي فرمايند:” در قديم بعد از قرار و تعيين بلكه عقد و كابين ،مدتي مديده ،زفاف تاخير مي شد و از اين جهت محذورات كليه حاصل مي گشت . حال نص كتاب اين است. چون ازدواج و اقتران زوج و زوجه مقرر گردد يعني اين دختر به نام اين پسر شد و اقتران قطعي شد،به جهت تهيه و تدارك جهاز و ساير امور بيش از 95 روز مهلت جايز نه “(گنجينه حدود و احكام ص 167)

مهريه
تحقق ازدواج ، معلق به دادن مهريه است .” در بعضي فرهنگها مهريه را داماد به مادر و پدر عروس مي پردازد و در بعضي فرهنگها مهريه از طرف پدر و مادر عروس به داماد پرداخت مي گرديد.در هر دو حال معمولا مبلغ پرداختي معتنابه است “حكم حضرت بهاالله آنكه ” مهريه را به عنوان هديه اي، با ارزش محدود و معين مقرر فرمودند كه از طرف داماد به عروس تسليم مي شود.”( ص 170 كتاب اقدس همراه ملحقات ،يادداشتها و توضيحات)
ميزان ارزشي اين هديه، بستگي به محل سكونت دائمي داماد ( ص 85 كتاب اقدس و ملحقات)و ميزان سرمايه داماد و نيز و رضايت و اتفاق ميان زوج( پسر) و زوجه(دختر) دارد چنانچه حضرت عبدالبها مي فرمايند: ” اهل مدن(شهر) بايد طلا بدهند و اهل قري(قريه) فضه (نقره) و اين بسته به اقتدار زوج است اگر فقير است يك واحد مي دهد ( 19 مثقال) اگر اندك سرمايه دارد دو واحد( 38مثقال) اگر با سر و سامان است سه واحد مي دهد . اگر از اهل غنا است 4 واحد مي دهد و اگر در نهايت ثروت است 5 واحد مي دهد. في الحقيقه بسته به اتفاق ميان زوج و زوجه و ابوين(پدر دو طرف) است . هر نوع در ميان اتفاق حاصل شود ،مجري گردد.”(ص 172 كتاب اقدس و ملحقات، يادداشتها و توضيحات)
بر اساس احكام ديانت بهايي حداقل ميزان مهريه 19 مثقال و حد اكثر آن 95 مثقال است كه از طلا يا نقره بوده و تجاوز از 95 مثقال حرام است . ( 85كتاب اقدس همراه ملحقات)
در ديانت بهايي توصيه گرديده كه بهتر است به حد اقل مهريه يعني به ميزان 19 مثقال نقره قناعت شودو در اين مورد حضرت بهاالله توصيه مي فرمايند: ” مقصود رفاهيت كل و وصلت و اتحاد ناس است لذا هر چه در اين امورات ،مدارا شود ،احسن است”(كتاب اقدس م ملحقات ص 85 و 171)
حضرت بهاالله مي فرمايند” در صورتي كه در هنگام عقد ،داماد قادر نباشد مهريه را تماما به عروس ادا نمايد ، ماذون است قبض مجلس رد نمايد.”(ص 170 كتاب اقدس همراه ملحقات ،يادداشتها)

بعضي ملا حظات در باب ازدواج
حضرت ولي امر الله مي فرمايند: ” سؤالي كه شما درباره دلبستگي زن و يا شوهر نسبت به ديگري غير از همسرش طرح كرده ايد . در تعاليم الهي به صراحت توضيح گرديده است . به اين ترتيب كه سجيه عفت و تقوي مستلزم آن است كه چه پيش از ازدواج و چه بعد از آن از لحاظ روابط جنسي، يك زندگي تؤام با طهارت و تقوي داشته باشيم . قبل از ازدواج كاملا عفيف و بعد از ازدواج در روابط جنسي و گفتار و كردار، مطلقا به شريك زندگي خود وفادار باشيم.”( مجموعه نصوص جوانان ص 179)(توقيع 28 سپتامبر 1941)
ونيز مي فرمايند: ” بايد گفت بنا بر تعاليم بهايي هيچ گونه رابطه جنسي مشروع و آزاد نيست مگر از راه انجام مراسم قانوني ازدواج بين زوجين و در چهار چوب زندگي زناشويي. روابط ديگر نه مشروع است نه مفيد براي سلامت بدن. جوانان بهايي بايد از طرفي درس خودداري و تسلط بر نفس را كه بدون شك اثر سودمندي بر رشد و تكامل اخلاقي و شخصيت آنها خواهد داشت ،فرا گيرند و از طرف ديگر توصيه شوند كه پيمان زناشويي را در جواني و در بحبوحه نيروي جسماني بر قرار سازند”(مجموعه نصوص جوانان ص 179 توقيع 13 دسامبر 1940)

طلاق
در ديانت بهايي امر طلاق موكدا، مكروه و مبغوض است .نظر ديانت بهايي در مورد طلاق را مي توان در بيانات زير از حضرت عبدالبها خلاصه نمود:”
احبا( بهاييان) بايد اكيدا از طلاق بپرهيزند مگر آنكه بين زن و مرد، امري صورت پذيرد كه آنها را به علت تنفر داشتن از يكديگر ،ناگزير از جدايي نمايد. در آن صورت با اطلاع محفل روحاني اقدام به جدايي خواهند نمود . آنها بايد به مدت يكسال كامل صبر و اصطبار نمايند و اگر در طي اين يكسال شرايط سازش بين آنها بوجود نيامد، در آن صورت طلاق بين آنها جاري مي گردد . اساس ملكوت الهي بر پايه سازش و عشق و يگانگي و اتحاد بنا گرديده و نه بر اساس اختلاف ،علي الخصوص در بين زن و شوهر.”( به سوي كمال ص 187) و (ص174كتاب اقدس و ملحقات)
حضرت ولي امر الله مي فرمايند كه حقوق طرفين در تقاضاي طلاق ،مساوي است و هر طرف كه طلاق را قطعا لازم داند،مي تواند تقاضا نمايد.(ص 175 كتاب اقدس و ملحقات)

در آیین بهایی نماز اساس اصلی دیانت الهی است. چنان که حضرت عبدالبها می‌فرمایند: «اگر جمیع احزان احاطه نماید، چون به مناجات در صلوه مشغول گردیم کل غموم زائل و روح و ریحان حاصل گردد. حالتی دست دهد که وصف نتوانم و تعبیر ندانم…»

در آیین بهایی از مهم‌ترین امور اجرای احکامِ مربوط به عبادت حق، از جله نماز و روزه است. روح انسان جز به ذکر یزدان مسرور نشود. عبادتِ حق مثل بالی است که روح انسانی را به ملکوت الهی عروج می‌دهد، این مقصود جز به این وسیله حاصل نشود.

خواندن نماز به جماعت مگر نماز میِّت(فرد متوفی) حرام است.

وضو شستن دست و صورت است و خواندن آیات مربوط به آن. در آین بهایی سه نماز وجود دارد.

افراد در انتخاب نمازی که می‌خواهند بخوانند آزاد هستند. از این نمازها یکی نماز صغیر است که یک مرتبه در روز خوانده می‌شود. دیگر نماز وُسْطی که سه مرتبه و دیگر نماز کبیر که یک بار در روز است

خبرگزاری هرانا – در پي افزايش آزار و اذيتهاي پي در پي بر شهروندان بهايي در ايران محل کسب یک شهروند بهایی در کرج به آتش کشیده شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در نيمه شب پنجشنبه 1 مهر ماه 89 اشخاصي ناشناس از تاريكي هوا و خواب اهالي استفاده كرده و به يك نمايشگاه مبل متعلق به يك شهروند بهايي اهل كرج به نام طلعت احراري حمله كردند كه پس از شكستن شيشه نمايشگاه و انداختن مواد آتش زا در داخل مغازه با بيدار شدن همسايگان از محل مي گريزند .
لازم به ذکر است، مشابه اينگونه اقدامات ايذائي نسبت به بهاييان طي ماههاي اخير در شهرهاي مختلف كشور از جمله سمنان و رفسنجان ديده شده است .

Bahaiat

دوستان عزیز من
درادامه ی مطالبی كه درلزوم آشنایی با تعالیم دین جدید بهایی نوشتم، باتوجه به اشتیاقی كه هموطنان عزیزم برای آگاهی از آن نشان داده اند به حقیقتی برخورده ام كه قلبم را پرازشادی واشتیاق نموده،چه كه متوجه شده ام نفوس بسیاری درچندسال اخیرفهمیده اند كه دین بهایی چه چیزی نیست، وحال وقت آن است كه بیشتر بدانند چه چیزی هست. مثلأفهمیده اند كه ساخته ی استعمار وضداسلام عزیز وسایر ادیان آسمانی نیست، وازاین قبیل اتهامات عاری وبری است. به عبارتی مردم دیگرزیاد گوش به دروغ ها وتهمت ها علیه دین بهایی نمی دهند. اما درعوض به نظرم می رسد كه اینك هموطنان عزیزم بیشتر مایلند بدانند دین بهایی چیست وتعالیمش كدام است وبرای مشكلات جهان امروز چه راه حل هایی ارائه می دهد. به نظراین دوست حقیرتان این قدمی اساسی پس از 163 سال است كه باعث روشن شدن بیشتر ملت عزیز ایران خواهد شد وآنها را با مربی آسمانی كه ازكشور ایشان ظاهرشده آشنا خواهد كرد. آغوش بهاییان برای فراهم كردن وسایل این آگاهی برای عزیزان هموطنشان بازاست ودستان گرم انصاف ومحبتشان را می فشرند

مکاتيب حضرت عبدالبهاء

عالَم انسانی را دو بال است يک بال رجال(مرد) و يک بال نساء(زن). تا دو بال متساوی نگردد مرغ پرواز ننمايد. اگر يک بال ضعيف باشد پرواز ممکن نيست “. (از لوح مبارک در جواب جمعيت لاهای – ص ١٠٧ ج مکاتيب حضرت عبدالبهاء)
تا عالَم نساء(زنان) متساوی با عالَم رجال(مردان) در تحصيل فضائل وکمالات نشود فلاح و نجاح چنانکه بايد و شايد ممتنع و محال “. (مکاتيب حضرت عبدالبهاء)
تا عالَم نساء(زنان) متساوی با عالَم رجال(مردان) در تحصيل فضائل وکمالات نشود فلاح و نجاح چنانکه بايد و شايد ممتنع و محال “. (مکاتيب حضرت عبدالبهاء)
«…اين تفاوتی که الان مشهود است از تفاوت تربيت است زيرا نساء مثل رجال تربيت نميشوند اگر مثل رجال تربيت شوند در جميع مراتب متساوی شوند زيرا هر دو بشرند و در جميع مراتب مشترک خدا تفاوتی نگذاشته »(عبدالبهاء- ص ٤- ٣٣٣ ج ٤ امر و خلق )
«… و همچنين[بهاءالله] وحدت نوع را اعلان نمود، که نساء و رجال کلّ در حقوق مساوی بهيچوجه امتيازی در ميان نيست زيرا جميع انسانند فقط احتياج به تربيت دارند اگر نساء مانند رجال تربيت شوند هيچ شبهه ای
نيست که امتيازی نخواهد ماند زيرا عالم انسانی مانند طيور محتاج بدو جناح است يکی اناث و يکی ذکور. مرغ با يک بال پرواز نتواند نقص يک بال سبب وبالِ بالِد‌يگر است ….”. (ص ٢٣٢ پيام ملکوت )
” تا مساوات تامّه بين ذکور و اناث در حقوق حاصل نشود عالم انسانی ترقيّات خارق العاده ننمايد . زنان يک رکن مهمّ از دو رکن عظيمند و اوّل مربّی و معلّم انسانی زيرا معلّم اطفال خردسال مادرانند. آنان تأسيس اخلاق کنند و اطفال را تربيت نمايند ” (ص ٢٣٥ پيام ملکوت )

هُو اللّه
ای پروردگار گنه کارم و تو آمرزگار، قاصرم و تو غافر در ظلمت عصيانمو تو نور غفران پس ای خداوند مهربان خطا ببخش عطا بده گناه بيامرز پناهعطا کن در چشمه ايّوب غوطه ده و از جميع علل و امراض شفا بخش پاکو مقدّس کن و از فيض تقديس نصيب عطا فرما تا حزن و اندوه زائل گرددو فرح و سرور حاصل شود يأس مبدّل به اميد گردد و خوف منقلب به رجاتوئی عفوّ و غفور و توئی بخشنده و مهربان . ع ع