حضرت بها الله در زمان قاجار در خانواده ی یکی از وزرای قاجار به دنیا امد او در سن 27 سالگی که به دیانت بابی ایمان اورد. بیشتر عمر خویش را صرف کمک به بیچارگان و یاری دردمندان نمود و پس از ان به ترویج انتشار دیانت بابی بخصوص در زادگاه خود , نور مازندران پرداخت .پس از شهادت حضرت باب , به همراه عده ای دیگر از بابیان در سیاهچال تهران که فاضلاب حمام ناصرالدین شاه بود مسجون شد و 4 ماه در شرایطی بسیار سخت و دشوار به سر برد اما در همانجا نزول وحی را بر خویش احساس نمود . پس از ان ایشان را به همراهی خانواده به بغداد که در ان زمان جزو قلم رو عثمانی بود نمودند تا کم کم اشاعه دیانت بابی در ایران متوقف ماند اما ان حضرت 10سال در بغداد بودند واثار بسیاری بر جا گذاردند و چون در این دوره بر افراد بسیاری تاثیر گذاردند به استامبل (به مدت 5 ماه) و سپس ادرنه (به مدت 5سال)تبعید شدند.در زمان خروج از بغداد حضرت بها الله اظهار امر علنی نمودند و خود را پیامبر الهی و مظهر امر جدید معرفی نمودند و بسیاری به ایشان ایمان اوردند. در ادرنه با وجود سختی های بی شمار برای زمامداران و پادشاهان بزرگ دنیا الواحی فرستادند و در ان ظهور خود را اعلان نمودند .در واقع با این کار اظهار امر عمومی کردند.دولت ایران و عثمانی که از انتشار دیانت بهائی بیمناک شده بودند , بار دیگر ایشان را به اخرین نقطه قلمرو عثمانی (عکا) فرستادند. عکا محلی بسیار بد اب و هوا و تقریبا خالی از سکنه بود.حضرت بهاالله 24 سال اخر عمر خویش را در انجا سپری کردند و الواح و اثار و مناجاتهای بسیاری بالغ بر صد جلد کتاب از ایشان باقی مانده که برخی از انها عبارت اند ازکتاب اقدس , ایقان , کلمات مکنونه , هفت وادی , لوح ابن ذئب , اشراقات , بشارات , طرازات و …